مناجات

مناجات:

خداوندا به من توفیقی ده که فقط یک روز بنده مخلص تو باشم که می دانم حتی ساعتی این چنین بودن بس دشوار است.
خدایا یا مهر آنان را که در دلشان بر من محبتی نیست از دلم بیرون کن یا به من صبری ده که کسانی را که دوستم ندارم دوست داشته باشم
.
خدایا سینه ام را چنان بگشای که درد های تمام عالم را در آن جای دهم. حتی درد محکوم شدن به گناه های ناکرده ام را.

خدایا به من ذره ای از رحمت بیکرانت را ببخش تا بتوانم آنانکه محبتم را تقدیمشان کردم و تحقیر شدم ، آنان که دوستشان داشتم و دشمنم داشتند و آنان که درحقم ظلم کرده اند را ببخشم.
خداوندا دستانم خالی اند و دلم غرق در آمال . یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را از آرزوهای دست نیافتی خالی کن
.
خدایا می دانم که نادانم به ذره ای از علم بیکرانت دانایم کن
.
بارالها زبانم در ستایش تو قاصر است به من زبانی عطا کن تا گوشه ای اندک از رحمت بیکرانت را سپاس گویم
.
خداوندا راه گم کرده ام ، هدایتم کن
.
خدایا قلبم را از تمام کینه ها پاک کن که غیر از تو کسی را بر این کار قادر نیست
.
خدایا شکم را به باور ، باورم را به ایمان و ایمانم را به یقین مبدل فرما
.
خداوندا به من صبری ده که بر سیلی دشمنان بخندم و با خنجرهای دوستان به رقص آیم
.
خدایا شرکم را به یکتاییت ، ضعفم را به قدرتت، جهلم را به علمت، حماقتم را به حکمتت، گناهانم را به رحمتت، عصیانم را به عزتت، تیرگی دلم را به نورت، بی حرمتی هایم را به قداستت، تنگ دستی و بخلم را به کرمت و ناسپاسی ام را به لطفت ببخش
.
خدایا به خیر و شر خود آگاه نیستم به علمت و به رحمتت هر آنچه خیر من در آن است بر من فرو فرست و هر آنچه شری برای من در آن است از من دور گردان
.
خدایا به من بیاموز چگونه هنگامی که دستانم را بسته اند و زبانم را بریده اند بر ظلمی که با چشمانم می بینم صبر کنم
.
خدایا به من یقینی ده که جز تو در هستی هیچ چیز نبینم
.
خدایا به من دلی ده که جز مهر تو در آن هیچ مهری را راه نباشد
.
خدایا به من قلبی ده که دوست داشته باشم هر آنچه آفریده توست
.
خدایا به من زبانی ده که جز بر حمد تو گویا نگردد
.
خدایا هر آنچه دارم از آن توست پس آنچه خیر من است بر زبانم جاری کن تا از تو تمنایش کنم که خود بسیار نادانم
.
خدایا خواسته هایم بسیارند ولی هیچ چیز در قبال آنها ندارم. پس تو از مخزن بی انتهای کرمت آنها را به من عطا کن
.
خداوندا با تمام آنچه تو به من عطا کردی می خوانمت پس دعایم را اجابت کن

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۳ آبان ۱۳۸۸ توسط شراره حسن پور

طمع.

مرکز خریدی اعلام کرد زنان می توانند به آنجا بروند و همسر یده آل خود را انتخاب کنند.این مرکز پنج طبقه داشت و هر چه که به طبقات بالا تر می رفتند خصوصیات مثبت مردان بیشتر می شد .

اما اگر در طبقه ای دری را باز کنند باید حتما آن مرد را انتخاب کنندو اگربه طبقه ی بالا تر می رفتند دیگر اجازه ی برگشت ندارند و هر شخص فقط یک بار می تواند از این مرکز استفاده کند .

روزی دو دختر که با هم دوست بودند به این مرکز خرید رفتند تا شوهرمورد نظر خود را پیدا کنند.

در اولین طبقه روی در نوشته بود : این مردان شغل معمولی دارند وباهوش و زیرک هستند . دختری که تابلو را خوانده بود گفت : خب بهتر از کارنداشتن و احمق بودن است ولی دوست دارم ببینم بالا تری ها چگونه اند ؟

پس رفتند .

در طبقه ی دوم نوشته بود : این مردان شغلی با حقوق زیاد هوش زیاد و چهره ی زیبا دارند . دختر گفت : " هوم م م " طبقه یه بالا چه جوریه... ؟!

طبقه ی سوم : این مردان شغلی با حقوق عالی دارند هوش بالاوچهره ی زیبا دارند و خوش اخلاق هستند و در کار خانه هم کمک می کنند . وای ... چقدرعالی.!!

ولی برویم بالا ترخیال باطل . و دو باره رفتند.

طبقه ی چهارم : این مردان شغلی با حقوق عالی و هوش بالاواخلاق خوب دارند مهربان هستند و دارای مدرک تحصیلی بالا ودارای چهره ای زیبا هستند همچنین در کار خانه کمک می کنندخوشمزه

و هدف های عالی در زندگی دارند . آن دو دختر واقعا به وجد آمده بودند . دختر : وای چقدر خوب . پس چه چیزی ممکنه در طبقه آخر باشه ...؟!پس به طبقه ی پنجم رفتند . آنجا نوشته بود : این طبقه فقط برای این است که ثابت شود انسانها راضی شدنی نیستند .تعجب

 از این که به مرکز ما آمده اید متشکریم و روز خوبی را برای شما آرزو مندیم!!!


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۳ آبان ۱۳۸۸ توسط شراره حسن پور

تنها بازمانده


یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه ای افتاد
.
او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد ،

اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذراند ، کسی نمی آمد
.
سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیانبار محافظت کند و دارایی اندکش را در آن نگه دارد
.
اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود ، به هنگام برگشتن دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود . متاسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه چیز از دست رفته بود
.
از شدت خشم و اندوه درجا خشکش زد
.
فریاد زد
:
"
خدایا چطور راضی شدی با من چنین کاری بکنی ؟
"
صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید
.
کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد
.
مرد خسته ، از نجات دهندگانش پرسید
:
"
شما از کجا فهمیدید من اینجا هستم ؟
"
آنها جواب دادند
:
"
ما متوجه علائمی که با دود می دادی شدیم
. "
به یاد داشته باش دفعه دیگر اگر کلبه ات سوخت و خاکستر شد ، ممکن است دودهای برخاسته از آن علائمی باشد که عظمت و بزرگی خدا را به کمک می خواند .


نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۳ آبان ۱۳۸۸ توسط شراره حسن پور

مهارت جذب افراد در دنیای امروز یکی از توانایی های مهم است. به طور حتم همه ما به حمایت و همراهی دیگران نیاز داریم تا به اهداف خود دست یابیم.

توصیه های مفیدی برای تأثیر گذاشتن بر افراد بیان میشود.

1- مهربان و صمیمی باشید:

برای اینکه روز خوبی داشته باشید لبخند بزنید. تحسین واقعی و صادقانه برای روحیه دادن به افراد ارزش بالایی دارد. به آنها ثابت کنید که هر جا احتیاج به کمک دارند ، حضور دارید ، بدین ترتیب به طور حتم افراد مورد نظر پذیرای شما خواهند شد.

2- برای آن ها دلایل قانع کننده فراهم کنید:

به آن ها توضیح دهید که چگونه عقاید و پیشنهاد های شما می تواند بترین روش برای اجرا کردن باشد.

نمونه های عینی و انکار ناپدیر را به آن ها نشان دهید و کار خود را با دیگر رقابت کننده ها مقایسه نمایید.

حتما توضیح دهید که همه گفته های شما درست و واقعی است تا اعتبار خوبی داشته باشید.

3- احتیاجات و خواسته های آن ها را بدانید:

افراد ، خود مرکز هستند و اول از همه به سعادت و موفقیت خود می اندیشند، اگر ثابت کنید که پیشنهاد شما سود بیشتری برای آن ها دارد ، به طور حتم پذیرای شما هستند.

اگر علایق و انتظاراتشان را بدانید اشتیاق آن ها بیشتر میشود تا به طرف شما بیایند . علاوه بر آن اعتماد و احترام دو جانبه بر قرار می شود.

4- وارد دنیای آن ها شوید:

با در نظر گرفتن دیدگا ها و نظرات شخصی آن ها شرایط را درک نمایید. علایق شخصی خود را کنا ر بگذارید و تمام فکر خود را متمرکز آن ها کنید. تصور کنید اگر به جای آن ها بودید چه کاری انجام می دادید؟ و یا این که عقیده شما چه بود؟ سپس کار درست را که به سود آن هاست انجام دهید. رفتار مورد نظر را کپی نمایید ؛ به طرز صحبت کردن و حتی فکر کردن او دقت کنید، اگر در هنگام تفکر با دستانش پیشانی خود را میمالد شما هم این کار را انجام دهید، اگر آرام صحبت می کند ، مانند خودش رفتار نمایید.

در حقیقت شما مانند یک آینه عمل میکنید ؛ با این کار افراد به طور ناخودآگاه با شما احساس راحتی بیشتری می کنند چرا که خودشان را در شما میبینند ، به عبارت دیگر رفتار خود را در شما مشاهده میکنند. البته با دقت کامل رفتار کنید. طوری که متوجه نشوند از آن ها کپی میکنید شاید این کار به نظر فرد مورد نظر مسخره کردن باشد و دیدگاهش نسبت به شما منفی شود.

همیشه به خاطر داشته باشید که مهمترین عامل برای جذب کردن دیگران این نیست که چقدر به آن ها نزدیک هستید و یا این که کار های چشمگیری انجام می دهید ، اگر رفتار شما برای آن ها رضایت بخش نباشد مسلما موفق نبودید.


نوشته شده در تاريخ شنبه ٢٥ مهر ۱۳۸۸ توسط شراره حسن پور

یک تست ساده و جذاب که باید با صداقت به سوالات ان پاسخ دهید
سوال اول:
شما به طرف خانه کسی که دوست دارید می روید.
دو راه برای رسیدن به انجا وجود دارد:
ـ یکی کوتاه و مستقیم است که شما را سریع به مقصد می رساند ولی خیلی ساده و خسته کننده است
ـ اما راه دوم به طور قابل ملاحظه ای طولانی تر است ولی پر از مناظر زیبا و جالب است.
حال شما کدام راه را برای رسیدن به خانه محبوبتان انتخاب می کنید؟راه کوتاه یا بلند؟
سوال دوم:
در راه دو بوته گل رز می بینید .یکی پر از رزهای قرمز و دیگری پر از رزهای سفید.شما تصمیم می گیرید 20 شاخه از رزها را برای او بچینید.
چند تا را سفید و چند تا را قرمز انتخاب می کنید
(شما می توانید یا همه را یا از ترکیب دو رنگ انتخاب کنید)
سوال سوم:
با لاخره شما به خانه او می رسید .
یکی از افراد خانواده در را بر روی شما باز می کند.
شما می توانید از انها بخواهید که دوستتان را صدا بزند.
یا اینکه خودتان او را خبر کنید.
حالا چکار می کنید؟
سوال چهارم:
شما وارد منزل شده به اتاق او می روید ولی کسی انجا نیست.پس تصمیم می گیرید رزها را همان جا بگذارید.
ترجیح می دهید انها را لب پنجره بگذارید یا روی تخت؟
سوال پنجم:
شب می شود شما و او هر کدام در اتاقهای جداگانه ای می خوابید.صبح زمانی که بیدار شدید به اتاق او می روید:به نظر شما وقتی که انجا می روید او خواب است یا بیدار؟
سوال اخر: وقت برگشتن به خانه است ایا راه کوتاه و ساده را انتخاب می کنید؟
یا ترجیح می دهید از راه طولانی و جالب تر بوید؟
…………………………….
جواب ها
جواب سوال اول:
جاده نشان دهنده عشق است اگر راه کوتاه را انتخاب کرده اید.زود و اسان عاشق می شوید.
ولی اگر راه طولانی را انتخاب کردهاید به اسانی عاشق نمی شوید.
جواب سوال دوم:
تعدا رزهای قمز نشان دهنده ان است که در یک رابطه چقدر از خودتان مایه می گذاریدو تعداد رزهای سفید برعکس نشان می دهد که شما چقدر در ان رابطه از طرف مقابلتان انتظار محبت دارید.به طور مثال اگر 18 رز قرمز و 2 عدد رز سفید انتخاب کرده اید به معناست که شما 90? محبت می کنید و 10? انتظار محبت از طرف مقابل دارید.
جواب سوال سوم:
سوال سوم نشان دهنده طرز برخورد شما بامشکلات در یک رابطه است.اگر شما از اعضای خانواده درخواست کرده اید که محبوبتان را صدا بزند به این معناست که شما از مواجه شدن با مشکلات می ترسید و امیدوار هستید که مشکلات به خودی خود حل شوند.ولی اگر خودتان به اتاق رفته اید که او را از حظور خود مطلع کنید این نشان می دهد که شما با مشکلات روبرو می شوید و دوست دارید انها را هر چه زودتر حل کنید.
جواب سوال چهارم:
محل قرار دادن رزها نشان دهنده اشتیاق شما برای دیدن محبوبتان است. اگر انها را بر روی تخت میگذارید نشان می دهد که دوست دارید او را زیاد ببینید.و اگر انها را لب پنجره قرار می دهید یعنی اگر او را زیاد هم نبینید تحمل می کنید.

جواب سوال پنجم:
سوال پنجم نشان دهنده تفکر و طرز فکر شما در کاراکتور و شخصیت فرد محبوبتان است.اگر شما او را در حالی که خوابیده است در اتاق می بینید.این به این معنی است که شما او را همانطور که است دوست دارید.و اگر او را بیدار دیده اید یعنی انتظار دارید او مطابق میل شما بشود.

جواب سوال اخر:
راه بازگشت به خانه نشان دهنده دوام عشق شماست.اگر راه کوتاه را انتخاب کرده اید مدت عاشق بودن و دوست داشتن شما کوتاه است و اگر راه بلند را انتخاب کرده اید مدت زیادی در عشق خود پایدار خواهید بود

از سایت روز شادی.


نوشته شده در تاريخ شنبه ٢٥ مهر ۱۳۸۸ توسط شراره حسن پور

خیلی وقتی میشه که به وبلاگم سر نزدم چون دانشگاه ها شروع شده و کلاس های منم همه وقتم را گرفته حجم درس هام این ترم و احتمالا" ترم آینده که ترم آخر منم هست خیلی زیاد است و وقت کوچکترین استراحتم ندارم آخه دانشجوهای تنبلی مثل من که دانشکاه را ١٠ترمه تموم میکنند انتظار بیشتری ازشون نیست دیگه مگه نه؟؟؟!!!

به هر حال از این که گاهی به من سر میزنید خیلی ممنونم ولی من شرمندم اگر نمی رسم به وبلاگ های شما سر بزنم اگر درسهام را پاس نشم احتمال" دانشگاه ازم کلافه میشه و به عنوان دانشجوی نمونه انتخابم میکنه.....................................

شراره.ح


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱٤ مهر ۱۳۸۸ توسط شراره حسن پور

برون نمیرود از خاطرم خیال وصالت.............

                                 اگرچه نیست وصالی ولی خوشم به خیالت............


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۸۸ توسط شراره حسن پور
درباره وبلاگ
نويسندگان
آرشيو مطالب
صفحات جانبي
قالب وبلاگ